محمد مهريار

243

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

پيربكران به مناسبت اينكه مدفن پير بكران است و بناى روى قبر اين پير ، تاريخى است و همچنين به‌علت اينكه قبرستان يهوديان در اين ناحيه است و از اين هر دو جهت از لحاظ تاريخى اهميت پيدا مىكند ما به تفصيل بيشتر گفت‌وگو خواهيم كرد . اهميت قريهء پيربكران گذشته از اين‌كه امروز مركز دهستان گركن به‌شمار مىرود بيشتر راجع به بناى تاريخى مهمى است كه در اين ده وجود دارد و الا بجز اين‌كه بگوييم مردم شهرى شده‌اند ، ديوارها آجرى ، سقف‌ها آهنى و صنايع كهن نابود شده است . ديگر چيزى دربارهء اين ده براى گفتن باقى نمىماند بجز كلمهء پيربكران . واژه‌شناسى : حقيقت آنكه « پير » اصطلاحى است كه ظاهرا در حدود قرن هفتم هجرى به مشايخ صوفيه داده مىشده است . بناى تاريخى پيربكران هم مقبرهء اين پير صوفى است و هم محل درس و افادهء او به‌شمار مىرفته است . اين پير به قرارى كه بر سنگ مزار او ديده مىشود ( . . . حجه الحق على الخلق محمد بن بكران نوّر الله قبره فى سنة ثلاثه و سبع ماء ) بنابراين اسم اين پير محمد و نام پدرش بكران است و شهرتش پيربكران كه اين ده هم به آن نام و شهرت نامبردار شده است . ايوان تاريخى مهمى كه مدرس اين پير بوده و اينك قبر او در آن قرار دارد در سال 712 ه . ق ساخته شده است . محراب اين مقبره با گچ‌كاريها و معمارى خود مقبره و در ورودى آن از لحاظ باستان‌شناسى حايز نهايت اهميت است . نظر به اينكه تفصيل مستند دربارهء اين بنا به‌وسيلهء محقق دانشمند آندره گدار آمده است ما در اينجا به تفصيل بيشتر نمىپردازيم . « 1 » گفتيم كه ديه پيربكران نام خود را از نام اين صوفى معروف گرفته است و اينك اضافه مىكنيم كه در اطراف ايران ديه‌ها و امكنهء بسيارى ، به نام اين‌گونه پيران ، نامبردار شده است . مثل : پيران ( بروجن ، زابل ، زاهدان ، سيرجان ، شهركرد ، قصر شيرين ) و پيرميكائيل ( خرم‌آباد ) ، پيرمراد ( اروميه ) ، پيرسهراب ( چاه‌بهار ) و غيره . مىتوان گفت كه تعداد امكنهء بسيارى كه به نام اين پيرها نامبردار شده از صد متجاوز است . « 2 » در انديشه مىتوان تصور كرد كه به مناسبت ناامن بودن ولايات و عبور و مرور

--> ( 1 ) - آندره گدار ، آثار ايران ( ج 4 ) ، ترجمهء ابو الحسن سروقد مقدم ، انتشارات آستان قدس ، ص 217 تا 223 . ( 2 ) - ن . ك . به : فرهنگ آ . م . م . ص 132 تا 135 .